أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
255
قانون ( فارسى )
بوى چيزى را به قوتى درك كرد كه در حالت طبيعى به اين شدت نيست . يا رنگى را بسيار روشنتر از آن مىديد كه طبيعتا اين اندازه روشن نيست ، نشانى از خوبى ندارد و دلالت بر ناتوانى روان زندگى بيمار دارد . نشانيها از چشم اگر كسى بيمار است و بيماريش شدت يافته ، نشانيهاى گزارشگر از حالت بيمارى كه از چشم بيمار مىتوان دريافت و خوبى و بدى حالت بيمار را مىرسانند از قرار زيرند : 1 - گود رفتن چشم و كوچكتر شدن و درهم ترنجيدن آن به شرطى كه از اثر اسهال شديد و گرسنگى كشيدن بيمار نباشد ، نشانى نويدبخشى نيست . 2 - بدرنگى ( زرد مايل به سياهى مات ) سفيدى كرهء چشم ، سرخى مايل به بنفشى و آبى رنگى چشم نشانيهاى خوب و اميدبخشى نيستند . 3 - در حالات بيماريهاى سخت از قبيل بيمارى سرسام و امثال آن اگر بيمار يكى از چشمانش كوچكتر از ديگرى شد ، دليل بر بدحالى بسيار خطرناك بيمار است . 4 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت به حدى برسد كه ديد را از دست بدهد و هيچ چيزى را نبيند ، فاتحهاش را بخوان ! 5 - اگر در اثناى بيمارى سخت ، چشم بيمار چپ و لوچ شد نشانى بدحالى بيمار است ؛ و اين دو حالت دارد : ممكن است آسيب از مغز باشد درحالىكه اگر لوچى از اثر تشنج است و تشنج فقط ماهيچههاى چشم را دربرگرفته باشد و به مغز آسيبى نرسيده باشد ، همراه لوچى چشم درهم شدن عقل و غيره - كه بسته به مغز است - رخ نمىدهد . در هر حال لوچ شدن در اثناى بيمارى و از اثر بيمارى بد بوده و جاى نگرانى است . 6 - اگر شبحهايى پيش چشم بيمار آيند هريك از انواع شبحها دليل بر حالت ويژهاى است ، اگر شبحهاى سياه براق كه وجود خارجى ندارند پيش چشم بيمار آمدند ، اكثرا دليل بر آن است كه بيمار دارد قى مىكند . اگر شبحهاى پيش چشم بيمار سرخرنگ درخشان بودند ، اكثرا نشان آن است كه بيمار به خونريزى بينى ( خوندماغ ) مبتلا مىشود ، و نشان آن است كه مادهء خونى در بدن بيمار به سوى بالا گرايش دارد و هر رنگ ديگرى كه پيش چشم آيد هريك دليل بر حالتى ويژه است كه بر بيمار روى مىآورد . 7 - اگر بيمار در اثناى ابتلا به بيمارى سخت ، بدون اراده اشك از چشمانش و بويژه اشك از يك چشمش فروريزد ، بد نشانى است ؛ مگر اينكه در اين حالت نشان از بحران خوب نويدبخش باشد ؛ يعنى بقيهء نشانيهاى خوندماغ پسنديده و نشانيهاى اميدبخش موجود باشند كه ممكن است در آن صورت اشكريزى بدون اراده جاى نگرانى نباشد . بر طبيب است كه حالت اشكريزى ، چگونگى قوام اشك ، كمى اشك يا بسيارى اشك ، كممايگى و رقيقى اشك ، پرمايگى و غلظت اشك ، گرمى و سردى اشك ، ريزش بدون اراده و ريزش همراه ارادهء بيمار را به دقت بررسى كرده و از آن نتيجهگيرى كند .